تبلیغات
♥ ✿ســمـ پــادیـــاااا✿♥ - مطالب شعر

نازکتر است گل است گل گونه های تو

نویسنده :neda
تاریخ:شنبه 30 خرداد 1394-11:47 ب.ظ

شعری از زنده یاد قیصر امین پور برای دخترش


     بوی بهار می شنوم از صدای تو

     

نازکتر از گل است گل ِ گونه های تو

   

  ای در طنین نبض تو آهنگ قلب من


     ای بوی هر چه گل نفس آشنای تو


     ای صورت تو آیه و آیینه خدا


     حقا که هیچ نقص ندارد خدای تو

 

    صد کهکشان ستاره و هفت آسمان حریر


     آورده ام که فرش کنم زیر پای تو


     رنگین کمانی از نخ باران تنیده ام


     تا تاب هفت رنگ ببندم برای تو


     چیزی عزیزتر ز تمام دلم نبود


     ای پاره ی دلم، که بریزم به پای تو


     امروز تکیه گاه تو آغوش گرم من


     فردا عصای خستگی ام شانه های تو


     در خاک هم دلم به هوای تو می تپد


     چیزی کم از بهشت ندارد هوای تو


     همبازیان خواب تو خیل فرشتگان


     آواز آسمانیشان لای لای تو


     بگذار با تو عالم خود را عوض کنم:

    

 یک لحظه تو به جای من و من به جای تو

    

  این حال و عالمی که تو داری، برای من


      دار و ندار و جان و دل من برای تو




نوع مطلب : شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست

نویسنده :neda
تاریخ:شنبه 30 خرداد 1394-11:43 ب.ظ

محمد علی بهمنی


اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است


دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است


اکسیر من نه این که مرا شعر تازه نیست


من از تو می نویسم و این کیمیا کم است


سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست


درشعر من حقیقت یک ماجرا کم است


تا این غزل شبیه غزل های من شود


چیزی شبیه عطر حضور شما کم است 


گاهی ترا کنار خود احساس می کنم


اما چقدر دل خوشی خواب ها کم است


خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست


آیا هنوز آمدنت را بها کم است؟



نوع مطلب : شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شعر زیبای هرگز نخواب کوروش

نویسنده :neda
تاریخ:شنبه 30 خرداد 1394-11:16 ب.ظ


هرگز نخواب کوروش


دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد


بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد


کارون ز چشمه خشکید، البرز لب فرو بست

حتی دل دماوند، آتش فشان ندارد

دیو سیاه دربند، آسان رهید و بگریخت

رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد


روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید

زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد

بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند

گویی که آرش ما، تیر و کمان ندارد


دریای مازنی ها، بر کام دیگران شد

نادر، ز خاک برخیز، میهن جوان ندارد


دارا کجای کاری، دزدان سرزمینت

بر بیستون نویسند، دارا جهان ندارد


آییم به دادخواهی، فریادمان بلند است

اما چه سود، اینجا نوشیروان ندارد


سرخ و سپید و سبز است این بیرق کیانی

اما صد آه و افسوس، شیر ژیان ندارد


کو آن حکیم توسی، شهنامه ای سراید

شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد


هرگز نخواب کوروش، ای مهر آریایی

بی نام تو، وطن نیز نام و نشان ندارد



نوع مطلب : شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()